شنبه ۳۰ ، دي ۱۳۹۶

>> بازی آنلاین استراتژیک امپراطوری های جاوید  <<
 


امپراطوری های جاوید محبوبترین و پیشرفته ترین بازی استراتژیک آنلاین میباشد که به بیش از 30 زبان زنده دنیا ترجمه شده است. در این بازی شما یکی از دو نژاد امپراتوری ها و یا صحرانشینان را انتخاب کرده و در کنار هزاران بازیکن دیگر لرزه بر تن دشمنان خود می اندازید.
جوایز: در طول سرور مدیریت پاداش های روزانه هفتگی و ماهانه را به بازیکنان برتر اهدا میکند و در پایان هر سرور به بازیکنان و اتحادهای برتر پاداش های ارزنده ای اهدا میگردد.

در کمتر از یک دقیقه ثبت نام و سپس نژاد خود را انتخاب کرده و فرمانروایی خود را آغاز کنید.
بازی امپراطوری های جاوید به دانلود نیاز ندارد و کاملا رایگان است.

برای شروع کلیک کنید



 

::::: جنایت شبانه در پرونده زن و مرد خیانتکار - ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

روزنامه شرق: زن و مردی که بعد از خیانت به همسرانشان با هم فرار کرده بودند، به اتهام قتل پای میز محاکمه می روند.

کارآگاهان جنایی استان فارس اواخر سال گذشته در جریان کشف جنازه مرد جوانی در خیابان قرار گرفتند و وقتی به محل حادثه رفتند جسد غرق در خون مرد جوانی را دیدند که هدف گلوله قرار گرفته بود. شواهد موجود در صحنه جرم نشان می داد قتل در همانجا انجام شده و به احتمال زیاد هدف قاتل انتقامجویی بوده است. پیکر خونین مقتول در حالی به پزشکی قانونی منتقل شد که هویت وی نامعلوم بود.

کارآگاهان در گام بعدی فهمیدند مردی مفقود شدن برادرش به نام یاسر را گزارش داده است. این مرد بعد از دیدن جسد هویت وی را تایید کرد و اطلاعاتی را در اختیار پلیس قرار داد که به رازگشایی از جنایت منجر شد.

این مرد گفت: «همسر من به نام فرناز چند ماه قبل با یکی از دوستانم رابطه برقرار کرد و با او از محل سکونتمان در شهرستان نهاوند گریخت. بعد از این اتفاق من علیه همسرم شکایت کردم و خودم نیز به جست وجو برای پیدا کردن ردی از فرناز پرداختم تا اینکه فهمیدم او همراه دوستم که نیما نام دارد به مشهد فرار کرده اند. در حالی که حکم جلب هر دو نفرشان را در دست داشتم به مشهد رفتم و همه جا را گشتم تا بلکه آنها را پیدا کنم اما جست وجوهایم فایده ای نداشت تا اینکه بعد از مدتی خبر تازه ای به دستم رسید و فهمیدم آن دو به شیراز آمده اند.»

این مرد ادامه داد: «موضوع را با برادرم در میان گذاشتم و او قبول کرد به من در پیدا کردن فرناز و نیما کمک کند. دو نفری به شیراز آمدیم و در تلاش بودیم تا محل سکونت آن دو را پیدا کنیم که برادرم به قتل رسید.»

مرد جوان درباره شب حادثه گفت: «یاسر برای خرید غذا از محل اقامتمان بیرون رفت اما هرچه منتظر شدم برنگشت برای همین با تلفن همراهش تماس گرفتم اما گوشی خاموش بود.

همان موقع احتمال دادم بلایی سر یاسر آمده است به همین دلیل پلیس را از موضوع مطلع کردم.»

کارآگاهان بعد از بررسی حرف های برادر مقتول و دیدن اسناد و مدارک او اطمینان حاصل کردند وی حقیقت را می گوید. به همین سبب نام فرناز و نیما در فهرست مظنونان قرار گرفت و تجسس های گسترده ای برای یافتن این دو آغاز شد. ماموران بعد از پیگیری سرنخ های موجود بالاخره این زن و مرد را بازداشت کردند. آن دو منکر اتهام قتل بودند اما وقتی بازجویی های فنی انجام شد فرناز نحوه وقوع جنایت را شرح داد و گفت نیما، یاسر را هدف گلوله قرار داد.

این زن توضیح داد: «چند ماه قبل با نیما رابطه برقرار کردم. او از دوستان شوهرم بود و از همین طریق نیز با هم آشنا و به هم علاقه مند شدیم. نیما نیز مثل من با همسرش اختلاف داشت برای همین ما تصمیم گرفتیم با هم زندگی تازه ای را شروع کنیم. بعد از مدتی همفکری بالاخره به این نتیجه رسیدیم که بهترین راه این است که از شهرمان فرار کنیم. ما اول به مشهد رفتیم و مدتی را در آنجا بودیم اما باخبر شدیم شوهرم ما را ردیابی کرده است برای همین به سرعت از مشهد فرار کردیم و این بار به شیراز آمدیم. خیال می کردیم دیگر پیدا کردن ما غیرممکن است تا اینکه خبرهایی به گوشم رسید مبنی بر اینکه شوهرم هنوز دنبالم می گردد و فهمیده است در استان فارس هستم. روز حادثه من و نیما به طور اتفاقی در خیابان با یاسر روبه رو شدیم و نیما او را کشت.»

نیما وقتی فهمید زن موردعلاقه اش همه حقایق را بازگو کرده است، جرمش را گردن گرفت و به ماموران گفت: «فرناز با شوهرش به شدت اختلاف داشت و از زندگی با او ناراضی بود من هم وضعیت مشابهی داشتم برای همین وقتی به هم علاقه مند شدیم فرار کردیم و در این مدت همیشه مراقب بودیم گیر نیفتیم تا اینکه شب حادثه وقتی در خیابان راه می رفتیم یکدفعه برادرشوهر فرناز را دیدیم او که متوجه ما شده بود به سرعت به طرفمان آمد. مطمئن شده بودم می خواهد ما را گیر بیندازد و به پلیس خبر دهد برای همین سلاحم را بیرون کشیدم و گلوله ای به او شلیک کردم. من این سلاح کمری را مدتی قبل تهیه کرده بودم و همیشه همراه خودم داشتم. آن شب به غیر از ما شخص دیگری در خیابان نبود و کسی متوجه قتل نشد برای همین به سرعت فرار کردیم و خیال می کردیم هیچ سرنخی از ما وجود ندارد.»

متهمان بعد از اعتراف به جرمشان روانه زندان شدند و پرونده اتهامی آنان به جریان افتاد. این دو به زودی در دادگاه کیفری استان فارس پای میز محاکمه می روند.

تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت از جمله مطالب، محتوا و تصاویر متعلق به وطن دانلود میباشد.
استفاده از مطالب وطن دانلود دات کام در سایت ها تنها با ذکر منبع و درج لینک مجاز میباشد.