فیلم نامه ای که رهبر انقلاب را عصبانی کرد"> فیلم‌نامه‌ای که رهبر انقلاب را عصبانی کرد
پنجشنبه ۲۳ ، آذر ۱۳۹۶

>> بازی آنلاین استراتژیک امپراطوری های جاوید  <<
 


امپراطوری های جاوید محبوبترین و پیشرفته ترین بازی استراتژیک آنلاین میباشد که به بیش از 30 زبان زنده دنیا ترجمه شده است. در این بازی شما یکی از دو نژاد امپراتوری ها و یا صحرانشینان را انتخاب کرده و در کنار هزاران بازیکن دیگر لرزه بر تن دشمنان خود می اندازید.
جوایز: در طول سرور مدیریت پاداش های روزانه هفتگی و ماهانه را به بازیکنان برتر اهدا میکند و در پایان هر سرور به بازیکنان و اتحادهای برتر پاداش های ارزنده ای اهدا میگردد.

در کمتر از یک دقیقه ثبت نام و سپس نژاد خود را انتخاب کرده و فرمانروایی خود را آغاز کنید.
بازی امپراطوری های جاوید به دانلود نیاز ندارد و کاملا رایگان است.

برای شروع کلیک کنید



 

::::: فیلم‌نامه‌ای که رهبر انقلاب را عصبانی کرد ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

فیلمنامه «بدوک» اثر مشترک سید مهدی شجاعی و مجید مجیدی 25 سال پس از تالیف از سوی انتشارات نیستان منتشر شد.

به گزارش مهر، انتشارات کتاب نیستان فیلمنامه «بدوک» اثر مشترک نوشته شده توسط سید مهدی شجاعی، مجید مجیدی را منتشر کرد.

متن فیلمنامه بدوک که در قالب کتابی 77 صفحه ای منتشر شده در زمستان سال 67 و در زاهدان تالیف شده است. این اثر روایتی است از مظلومیت کودکان ایرانی ساکن منطقه سیستان و بلوچستان.

داستان بدوک روایتی از زندگی یک خواهر و برادر نوجوان به نام های جعفر و جمال است. آنها که پس از مرگ ناگهانی پدرشان، حیدر، مجبور به ترک روستا شده اند، توسط دلالی به نام ستار ربوده می شوند. ستار، جعفر را به عبدالله قاچاقچی می فروشد و جمال را با خود به پاکستان می برد. جعفر به همراهی بچه های دیگر برای عبدالله کالای قاچاق از پاکستان به ایران وارد می کند. او ضمن آشنایی با پسرکی پاکستانی ردپایی از خواهرش در پاکستان می یابد و تصمیم می گیرد با کمک دوستش نورالدین؛ خواهرش را نجات داده به ایران برگرداند. او به پاکستان می رود و از آنجا سوار قایقی می شود که به مقصد شیخ نشین ها در حرکت است، غافل از این که جمال، خواهرش در خانه عبدالله به سر می برد.

بدوک نخستین اثر سینمایی ساخته شده توسط مجید مجیدی است که برای اولین بار در سال 1370 در جشنواره بین المللی فیلم فجر به نمایش درآمده است و تحسین بسیاری از منتقدان را نیز برانگیخت.

مجید مجیدی پیش از این در کتاب «در قلمرو دیدار» که رضا درستکار، یکی از منتقدان سینما، درباره او تالیف کرده است، درباره نوشتن این فیلمنامه و ساختن آن اظهار داشته است: «در سال 67 برای سفری 10 روزه و برای برگزاری یک جنگ ادبی به سیستان رفتم، در بازار زاهدان بچه هایی را دیدم که کالاهای زیادی را از مرز پاکستان آورده بودند و می فروختند. در مرز ایران و پاکستان شهری است به نام تفتان که محله ای دارد به نام شیرآباد که خانواده ها به دلیل فقر زیاد، دخترهایشان را با قیمت های بسیار پایین به پاکستانی ها می فروختند تا به کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس فرستاده شوند... فروش دخترها سرآغاز ماجرا بود.

در همان منطقه شیرآباد خانه هایی بود که در آنها، به صورت دسته جمعی مواد مخدر مصرف می شد. من مخفیانه از این خانه ها فیلم گرفتم تا بتوانم بعدا یک مستند بسازم. بعد در برگشت به تهران با دوستان درباره ساخت یک فیلم داستانی بلند مشورت کردم... در ابتدا موافقتی در کار نبود، اما با سماجت و پیگیری من، آقای زم هم موافقت کرد؛ به شرطی که از تلخی هایش کم شود که با اختصاص هزینه اولیه حدود 6 میلیون تومان کار را شروع کردیم. من برای فیلمنامه بدوک به دوستی احتیاج داشتم که ادبیات و زبان نوشتن را خوب بشناسد و برای همین خاطر به سراغ سیدمهدی شجاعی رفتم که آن موقع داستان نویسی و روزنامه نگاری می کرد و از سال 1365 وارد حوزه هنری شد و مسئولیت انتشارات برگ را بر عهده داشت.

شخصیت جعفر را از بین بچه های شیرآباد پیدا کردم. این پسر به قدری بدوی بود که وقتی من او را برای آماده کردن به ساختمان 2 طبقه ای که اجاره کرده بودیم بردم، از پله ها می ترسید. واقعا از صفر شروع کردیم. از دادن آموزش های اجتماعی و ارتباطی و آشنایی آنها با زندگی حداقلی شهری تا مسائل مربوط به فیلم و ... فیلمنامه ای که من از روی آن کار می کردم، کمی تفاوت داشت با چیزی که به حوزه هنری منطقه داده بودم.

وقتی موضوع لو رفت، حساس شدند. عوامل انتظامی مرا گرفتند و به کلانتری محل بردند و تعهد گرفتند که کار را تعطیل کنم. ولی ما ادامه دادیم که تهدید به بازداشت کردند... بعد که فیلم آماده شد برای آقایان زم، تخت کشیان، سیدمرتضی آوینی و چند نفر دیگر نمایش دادیم. وقتی تمام شد، سکوت عجیبی حکمفرما شد. آقامرتضی با سرعت از استودیو خارج شد، آقای زم هم از پایان فیلم انتقاد کرد و گفت: قرار ما این نبود. من هم گفتم: به هر حال واقعیت این است. اگر غیر از این انجام می دادم، خیانت کرده بودم.

نیم ساعت بعد آقا مرتضی مرا خواست. وقتی وارد اتاقش شدم. مرا در آغوش گرفت و خسته نباشید گفت. علت خروجش را جویا شدم، گفت: این فیلم به قدری مرا تحت تاثیر قرار داد که نمی توانستم ثانیه ای درنگ کنم. ترجیح دادم، بغضم جایی دیگر بترکد. به من دلگرمی داد و بعدها نگاه حوزه هنری و به خصوص آقای زم را نسبت به قضیه تغییر داد.

بعدها موج مخالفت ها با این اثر به جایی رسید که وزیر ارشاد آن زمان نامه ای نوشت و دستور توقف حضور بدوک در جشنواره های خارجی را داد. آقای زم فیلم را به دفتر رهبری ارائه داد. بعد از آن که فیلم تمام شد، آقای خامنه ای فرمودند: «اگر این فیلم مبتنی بر یک درام شکل گرفته که هیچ، اما اگر براساس واقعیات باشد، من حرف دارم.» آقای شجاعی گفت متاسفانه بدوک مبتنی بر واقعیات است. آقا برافروخته شده و از حاضران پرسیدند: «اگر این امر واقعی است، چرا ما را مطلع نمی کنید؟» ایشان بلافاصله از آقای زم خواستند هر آنچه به عنوان مستند در این زمینه وجود دارد برایشان بفرستد... بعدها شنیدم قسمت عمده ای از این مشکل بحمدالله رفع شده است.»

فیلمنامه 77 صفحه ای «بدوک» در شمارگان 5 هزار نسخه و قیمت 5 هزار تومان منتشر شده است.

منبع: عصرایران

تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت از جمله مطالب، محتوا و تصاویر متعلق به وطن دانلود میباشد.
استفاده از مطالب وطن دانلود دات کام در سایت ها تنها با ذکر منبع و درج لینک مجاز میباشد.