يكشنبه ۲۸ ، آبان ۱۳۹۶

>> بازی آنلاین استراتژیک امپراطوری های جاوید  <<
 


امپراطوری های جاوید محبوبترین و پیشرفته ترین بازی استراتژیک آنلاین میباشد که به بیش از 30 زبان زنده دنیا ترجمه شده است. در این بازی شما یکی از دو نژاد امپراتوری ها و یا صحرانشینان را انتخاب کرده و در کنار هزاران بازیکن دیگر لرزه بر تن دشمنان خود می اندازید.
جوایز: در طول سرور مدیریت پاداش های روزانه هفتگی و ماهانه را به بازیکنان برتر اهدا میکند و در پایان هر سرور به بازیکنان و اتحادهای برتر پاداش های ارزنده ای اهدا میگردد.

در کمتر از یک دقیقه ثبت نام و سپس نژاد خود را انتخاب کرده و فرمانروایی خود را آغاز کنید.
بازی امپراطوری های جاوید به دانلود نیاز ندارد و کاملا رایگان است.

برای شروع کلیک کنید



 

::::: حامد بهداد، انرژیک و برونگرا یا متظاهر؟ ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

روزنامه هفت صبح: هنوز يكي از پر فروش ترين شماره هاي هفت صبح، شماره اي بوده كه يك مصاحبه چالشي با او را چاپ كرديم. افكار عمومي سمپاتي ويژه اي به اين بازيگر پر انرژي و مستعد دارد. شايد صفت مستعد براي يك بازيگر 40 ساله كمي غير منطقي باشد اما مشكل اين جاست كه همه حتي طرفداران دو آتيشه اش هم معتقدند روزي بازي فوق العاده اي از او خواهيم ديد.

بازي هاي او در مرز بازي انرژيك برونگرايانه و بازي متظاهرانه باقي مي ماند. براي همين به اندازه هوادارانش منتقد و معترض دارد. بازي هايي كه مورد علاقه طرفدارانش هستند مثل بازي او در جرم، زندگي با چشمان بسته، انتهاي خيابان هشتم يا هفت دقيقه تا پاييز عموما توسط منتقدان هميشگي اش به عنوان بازي هايي كنترل نشده، متظاهرانه و ناموزون رد شده اند. نقش هايي كه گويي انرژي بيش از حد لزوم براي آنها خرج شده است و كارگردان هايي كه در مورد زياده خواهي بهداد در تصرف صحنه ها، عقب نشيني كرده اند.

حامد بهداد، انرژیک و برونگرا یا متظاهر؟

يا تلاش هاي او براي نقش هايي كه چالش برانگيز شده اند مثل نقش جوان نامتعادل حس پنهان و يا نقش خطاط سالخورده در شبانه روز هم نتوانست از نگاه منتقدانه مخالفانش خارج شود. بسياري از منتقدان بازي او را با معيارهاي بين المللي در اين فيلم ها تخطئه مي كنند در حالي كه خودش بارها اعلام كرده كه از سبك مارلون براندو پيروي مي كند. همان شيوه براندوي بزرگ در جذب تماشاگر با مبالغه در ميميك و صدا اما مخالفان سبك حامد بهداد اشاره مي كنند كه اين سبك بازي سال هاست در سينماي جهان منسوخ شده. آنها مي گويند كافي است بازي هاي دهه 70 آل پاچينو و رابرت د نيرو را با بازي هاي دهه 90 آنها مقايسه كنيد تا متوجه شويد كه بازيگري در سينما به سمت هرچه بيشتر طبيعي بودن حركت كرده است.

البته منتقدانش نمي توانند چشم بر برخي بازي هاي متفاوت بهداد ببندند. مثل بازي كنترل شده بهداد در فيلم هرشب تنهايي كه روي نامكشوف بازيگري اش را به نمايش مي گذارد يا در سعادت آباد و همين طور نارنجي پوش كه سبك برونگرايانه معمول بهداد در قالب نقش هايي متناسب، كاركرد درستي پيدا مي كنند و از آزارندگي مرسوم خبري نيست.

هرچه هست اين ستاره 40 ساله كه در كنار شهاب حسيني و شايد بالاتر از او همين طور جلوتر از رادان و مصفا و فروتن، محبوب ترين بازيگر فعلي سينماي ايران است، طي 10 سال 30 فيلم بازي كرده است. در پنج سال گذشته به طور متوسط هر سال چهار فيلم بازي كرده. هنوز هم بر روي پرده كپسول انرژي است و هنوز هم منتظر آن بازي ويژه او هستيم. فيلم چه خوبه كه برگشتي نيز انتظارمان را پاسخ نداد.

حامد بهداد، انرژیک و برونگرا یا متظاهر؟

بازي او در نقش دكتر از فرنگ برگشته به ظاهر سرخوش اما تلخ و زخم خورده، قرار است در كنار رضا عطاران يك زوج رفيق مشنگ مورد علاقه مهرجويي را به تصوير بكشند اما بازي حامد بهداد در فيلم مهرجويي را مي توان يك شكست كامل تلقي كرد. او كه در نارنجي پوش توانسته بود بازي ويژه خود را در قالب يك مصلح ايده آليست محيط زيست به نقطه قوت فيلم بدل كند در چه خوبه كه برگشتي نقطه ضعف اصلي فيلم است.

تلاش او براي ارائه يك نوع بازي كميك مثل اين مي ماند كه مارلون براندو بخواهد كاراكتر جري لوييس را ايفا كند. او از ترسيم شخصيت و ريزه كاري هاي كاراكتر دور مي ماند و در مقياس كمدي نيز در برابر جاذبه مغناطيسي رضا عطاران براي تماشاگران شانس چنداني پيدا نمي كند.

البته بايد خدا را شكر كند كه عطاران در صحنه هاي دونفره خود با بهداد با تواضعي قابل ستايش، تلاشي براي در دست گرفتن صحنه و خودنمايي نمي كند چه در آن صورت با توجه به تجربه پرتقال خوني و جدال ميان عرب نيا و بهداد مي شد ماجراي مشابهي را انتظار داشت. هرچه هست چه خوبه كه برگشتي در كارنامه بازيگري بهداد يك نقطه تاريك است. يك شكست .(در كارنامه مهرجويي و عطاران نيز نقطه روشني محسوب نمي شود).

حامد بهداد، انرژیک و برونگرا یا متظاهر؟

بهداد به عنوان محبوب ترين بازيگر سينماي امروز ايران بايد از اين تجربه ناخوشايند درس هاي لازم را فرا بگيرد و كشف كند چگونه بازي بي پروا و سرخوشانه و انرژيك او در نارنجي پوش به نقطه قوت فيلم بدل مي شود اما تلاش آگاهانه او براي بازي كميك در چه خوبه كه برگشتي به بزرگ ترين نقطه ضعف فيلم بدل مي شود. پاسخ اين معما را بهداد خود بهتر از همه مي داند.

صوفيا نصرالهي|داريوش مهرجويي با كارنامه پرباري كه دارد، جوايز زيادي كه گرفته و جوايز بيشتري كه حقش بوده و نگرفته، فيلم هاي زيادي كه از او روي پرده رفته و فيلم هايي مانند «بانو» كه آنقدر در توقيف ماندند و بعد اكران شدند كه ديگر شرايط مناسبي براي ديدن شان نبود يا مانند «سنتوري» كه حقش از بين رفت و هيچ گاه رنگ پرده را به خود نديد، به هر حال براي سينماي ايران يك برند است و اكران فيلمي از او يك اتفاق مهم در سينماي ايران است.

«چه خوبه كه برگشتي» خيلي ها را در جشنواره نااميد كرد. اصلا بسياري از سينمادوستان هستند كه تصور مي كنند دوره سينماي مهرجويي به سر آمده و او تبديل به يك كارگردان شلخته شده كه ايده ها را خراب مي كند. در همه چيز زيادي اغراق مي كند و به اصول قصه گويي، به آن مضامين فلسفي كه در فيلم هاي اوليه اش مثل «گاو»، «پري» يا تكامل يافته ترش در «هامون» وجود داشت و حتي به كارگرداني وفادار نيست.

اين گفته ها تا حدي مي تواند صحت داشته باشد اما كساني كه اين نقدها را وارد مي كنند فراموش كرده اند كه مهرجويي يك كارگردان چند وجهي است. «ور»هاي مختلفي دارد. در خيلي از فيلم هايش، از همان اولي يعني «الماس 33» بگيريد تا حتي بخش هايي از «هامون» ور بازيگوشانه و شوخ و شنگش وجود داشته است.

از بعد از اپيزود كوتاه «دختردايي گمشده» كه اصلا بيشتر فيلم هايش در همين فاز است: «مهمان مامان»، «ميكس»، «نارنجي پوش» و اين آخري «چه خوبه كه برگشتي» كه به نوعي زدن به سيم آخر است. مهرجويي فضاهاي ابزورد را دوست دارد. از تغيير لحن در فيلم خوشش مي آيد. صحنه هاي كابوس «هامون» كاملا فانتزي است ولي چون در بستر كابوس مطرح مي شود، تماشاگر مي پذيرد. نه فقط فيلم هاي اخيرش مانند «سنتوري» و «نارنجي پوش» و اين فيلم آخر «چه خوبه كه برگشتي» كارگرداني نامرتب و اصطلاحا شلخته اي دارند كه حتي در فيلمي مانند «هامون» كه اثر موردعلاقه روشنفكران از داريوش مهرجويي است هم مي توان اين نامنظمي خودخواسته را ديد.

حامد بهداد، انرژیک و برونگرا یا متظاهر؟

در واقع مهرجويي فقط در فيلم هاي «سارا» و «ليلا» است كه كارگرداني كاملا حساب شده و منطقي دارد. حالا «چه خوبه كه برگشتي» نقطه اوج همه فضاهاي ابزورد و شلختگي هاي مهرجويي است و عجيب نيست كه خيلي ها را ناراحت و حتي خشمگين كرده است.

فيلم همه جور شوخي دارد از شوخي هاي كلامي بگيريد تا بخش هايي كه كاملا وارد كمدي اسلپ استيك مي شود. اگر دنبال مفاهيم آنچناني عميق هستيد، «چه خوبه كه برگشتي» را نبينيد. اين ادامه منطقي اپيزود «تهران: روزهاي آشنايي» است: سرخوشانه و غيرمنطقي. انگار كارگردان خواسته تمام قواعد فيلمسازي را به مبارزه بطلبد.

براي لذت بردن از «چه خوبه كه برگشتي» بايد فقط به ور ابزورد كارگردان فكر كنيد. اگر دنبال مهرجويي هستيد كه «هامون» را ساخته يا حتي فكر مي كنيد «چه خوبه كه برگشتي» به خاطر شخصيت هاي متعدد و متنوعي كه دارد و فضاي كمدي اش به «اجاره نشين ها» يا «مهمان مامان» شبيه است، اشتباه كرده ايد. اين نسخه خيلي اگزجره اي از همه بازيگوشي هاي داريوش مهرجويي است.

البته كه نمي شود به بهانه ابزورد بودن نقطه ضعف هايش را مانند اينكه اواسط فيلم ديگر ماجراها تكراري مي شوند و فيلم از ريتم خودش خارج مي شود، با اين توجيهات ناديده گرفت. از داريوش مهرجويي كه كلا خيلي بيشتر از اين ها انتظار داريم اما فيلمي است كه براي دو ساعت شما را از همه فضاهاي جدي روزمره خارج مي كند و اگر كليد ورود به دنيايش را پيدا كنيد مي توانيد حتي از ديدنش لذت هم ببريد.

فيلمي كه بايد چند بار ديگر ببينم تا متوجه شوم فضا و كاراكترهاي عجيب و غريب آن خودخواسته تبديل به اين ملغمه بامزه شده اند يا كارگردان بزرگ ما خسته شده و خواسته فيلم را از سرش باز كند و به همين دليل هم هيچ منطقي پس آن وجود ندارد. به هرحال اين تنها فيلم اين روزهاي روي پرده سينماهاست كه ديدنش براي سينمادوستان واجب است چه دوستش داشته باشند و چه نه.

حامد بهداد، انرژیک و برونگرا یا متظاهر؟

داريوش مهرجويي با كارنامه پرباري كه دارد، جوايز زيادي كه گرفته و جوايز بيشتري كه حقش بوده و نگرفته، فيلم هاي زيادي كه از او روي پرده رفته و فيلم هايي مانند «بانو» كه آنقدر در توقيف ماندند و بعد اكران شدند كه ديگر شرايط مناسبي براي ديدن شان نبود يا مانند «سنتوري» كه حقش از بين رفت و هيچ گاه رنگ پرده را به خود نديد، به هر حال براي سينماي ايران يك برند است و اكران فيلمي از او يك اتفاق مهم در سينماي ايران است. «چه خوبه كه برگشتي» خيلي ها را در جشنواره نااميد كرد.

اصلا بسياري از سينمادوستان هستند كه تصور مي كنند دوره سينماي مهرجويي به سر آمده و او تبديل به يك كارگردان شلخته شده كه ايده ها را خراب مي كند. در همه چيز زيادي اغراق مي كند و به اصول قصه گويي، به آن مضامين فلسفي كه در فيلم هاي اوليه اش مثل «گاو»، «پري» يا تكامل يافته ترش در «هامون» وجود داشت و حتي به كارگرداني وفادار نيست. اين گفته ها تا حدي مي تواند صحت داشته باشد اما كساني كه اين نقدها را وارد مي كنند فراموش كرده اند كه مهرجويي يك كارگردان چند وجهي است. «ور»هاي مختلفي دارد. در خيلي از فيلم هايش، از همان اولي يعني «الماس 33» بگيريد تا حتي بخش هايي از «هامون» ور بازيگوشانه و شوخ و شنگش وجود داشته است.

از بعد از اپيزود كوتاه «دختردايي گمشده» كه اصلا بيشتر فيلم هايش در همين فاز است: «مهمان مامان»، «ميكس»، «نارنجي پوش» و اين آخري «چه خوبه كه برگشتي» كه به نوعي زدن به سيم آخر است. مهرجويي فضاهاي ابزورد را دوست دارد. از تغيير لحن در فيلم خوشش مي آيد. صحنه هاي كابوس «هامون» كاملا فانتزي است ولي چون در بستر كابوس مطرح مي شود، تماشاگر مي پذيرد. نه فقط فيلم هاي اخيرش مانند «سنتوري» و «نارنجي پوش» و اين فيلم آخر «چه خوبه كه برگشتي» كارگرداني نامرتب و اصطلاحا شلخته اي دارند كه حتي در فيلمي مانند «هامون» كه اثر موردعلاقه روشنفكران از داريوش مهرجويي است هم مي توان اين نامنظمي خودخواسته را ديد.

حامد بهداد، انرژیک و برونگرا یا متظاهر؟

در واقع مهرجويي فقط در فيلم هاي «سارا» و «ليلا» است كه كارگرداني كاملا حساب شده و منطقي دارد. حالا «چه خوبه كه برگشتي» نقطه اوج همه فضاهاي ابزورد و شلختگي هاي مهرجويي است و عجيب نيست كه خيلي ها را ناراحت و حتي خشمگين كرده است. فيلم همه جور شوخي دارد از شوخي هاي كلامي بگيريد تا بخش هايي كه كاملا وارد كمدي اسلپ استيك مي شود. اگر دنبال مفاهيم آنچناني عميق هستيد، «چه خوبه كه برگشتي» را نبينيد. اين ادامه منطقي اپيزود «تهران: روزهاي آشنايي» است: سرخوشانه و غيرمنطقي. انگار كارگردان خواسته تمام قواعد فيلمسازي را به مبارزه بطلبد. براي لذت بردن از «چه خوبه كه برگشتي» بايد فقط به ور ابزورد كارگردان فكر كنيد.

اگر دنبال مهرجويي هستيد كه «هامون» را ساخته يا حتي فكر مي كنيد «چه خوبه كه برگشتي» به خاطر شخصيت هاي متعدد و متنوعي كه دارد و فضاي كمدي اش به «اجاره نشين ها» يا «مهمان مامان» شبيه است، اشتباه كرده ايد. اين نسخه خيلي اگزجره اي از همه بازيگوشي هاي داريوش مهرجويي است. البته كه نمي شود به بهانه ابزورد بودن نقطه ضعف هايش را مانند اينكه اواسط فيلم ديگر ماجراها تكراري مي شوند و فيلم از ريتم خودش خارج مي شود، با اين توجيهات ناديده گرفت.

از داريوش مهرجويي كه كلا خيلي بيشتر از اين ها انتظار داريم اما فيلمي است كه براي دو ساعت شما را از همه فضاهاي جدي روزمره خارج مي كند و اگر كليد ورود به دنيايش را پيدا كنيد مي توانيد حتي از ديدنش لذت هم ببريد. فيلمي كه بايد چند بار ديگر ببينم تا متوجه شوم فضا و كاراكترهاي عجيب و غريب آن خودخواسته تبديل به اين ملغمه بامزه شده اند يا كارگردان بزرگ ما خسته شده و خواسته فيلم را از سرش باز كند و به همين دليل هم هيچ منطقي پس آن وجود ندارد. به هرحال اين تنها فيلم اين روزهاي روي پرده سينماهاست كه ديدنش براي سينمادوستان واجب است چه دوستش داشته باشند و چه نه.

تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت از جمله مطالب، محتوا و تصاویر متعلق به وطن دانلود میباشد.
استفاده از مطالب وطن دانلود دات کام در سایت ها تنها با ذکر منبع و درج لینک مجاز میباشد.