دوشنبه ۷ ، اسفند ۱۳۹۶

>> بازی آنلاین استراتژیک امپراطوری های جاوید  <<
 


امپراطوری های جاوید محبوبترین و پیشرفته ترین بازی استراتژیک آنلاین میباشد که به بیش از 30 زبان زنده دنیا ترجمه شده است. در این بازی شما یکی از دو نژاد امپراتوری ها و یا صحرانشینان را انتخاب کرده و در کنار هزاران بازیکن دیگر لرزه بر تن دشمنان خود می اندازید.
جوایز: در طول سرور مدیریت پاداش های روزانه هفتگی و ماهانه را به بازیکنان برتر اهدا میکند و در پایان هر سرور به بازیکنان و اتحادهای برتر پاداش های ارزنده ای اهدا میگردد.

در کمتر از یک دقیقه ثبت نام و سپس نژاد خود را انتخاب کرده و فرمانروایی خود را آغاز کنید.
بازی امپراطوری های جاوید به دانلود نیاز ندارد و کاملا رایگان است.

برای شروع کلیک کنید



 

::::: اعدام، حکم مردی‌ که همسرش را قربانی سو ظن کرد ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

روزنامه شرق: مردی که متهم است درپی سو ءظن به همسرش، او را به قتل رسانده، بعد از گذشت پنج سال از وقوع جنایت با رای دادگاه کیفری استان تهران به قصاص محکوم شد.

این متهم به نام سعید، پنج سال قبل زمانی که اعضای خانواده همسرش خبر دادند دخترشان به قتل رسیده و به احتمال زیاد دامادشان عامل این جنایت است، توسط ماموران پلیس کرج تحت تعقیب قرار گرفت.

پسر مینا زن 40ساله ای که به قتل رسیده بود در جریان تحقیقات به ماموران گفت: پدر و مادرم چندسالی بود با هم اختلاف داشتند اما مادرم به خاطر ما راضی به جدایی نمی شد. من بارها از مادرم خواسته بودم طلاق بگیرد و به این وضعیت پایان دهد اما او قبول نمی کرد. پدرم خیلی عصبی و پرخاشگر بود و مادرم را اذیت می کرد.

به همین دلیل بارها با پدرم درگیر شده بودم. روز حادثه وقتی از مدرسه به خانه برگشتم هرچه مادرم را صدا زدم، جواب نداد. چون من سال آخر دبیرستان بودم و می خواستم کنکور بدهم، مادرم همیشه خانه بود تا اگر چیزی لازم داشتم به من بدهد. اتاق ها را دنبال مادرم گشتم، به طبقه پایین که رسیدم دیدم جسد او میان مبل ها افتاده است. خون زیادی از مادرم رفته بود. داد و فریاد کردم و از همسایه ها کمک خواستم.

معلوم بود مدت زمان زیادی است که مادرم در آن شرایط است. پدرم هم در خانه نبود. با اورژانس تماس گرفتم و همسایه ها هم پلیس را خبر کردند وقتی تکنسین های اورژانس آمدند گفتند مادرم چندساعتی است که فوت شده و کاری از دست کسی برنمی آید.

والدین مینا نیز دامادشان را به عنوان مظنون اصلی معرفی کردند و از آنجایی که سعید فراری بود ظن پلیس نسبت به این مرد برانگیخته شد و عکس او برای دستگیری در اختیار پلیس سراسر کشور قرار گرفت. ماموران بعد از چند ماه جست وجو توانستند سعید را در اهواز شناسایی و بازداشت کنند. با انتقال این مرد به دادسرای کرج تحقیقات از او آغاز شد.

متهم که در ابتدا خود را مهندس صنایع معرفی کرده بود گفت همسرش را کشت چون با مردی به نام فتاح رابطه داشت. تحقیقات بیشتر پلیس نشان داد مدرک مهندسی سعید جعلی است و او برای اینکه با مینا ازدواج کند، به دروغ خود را مهندس معرفی کرده است.

سعید که می دید پلیس اطلاعات زیادی از او به دست آورده است مجبور به بیان حقیقت شد و گفت: سال ها قبل با مینا آشنا شدم و ازدواج کردم. او از شوهرش جدا شده بود و با فرزندانش زندگی می کرد. دخترانش که به سن ازدواج رسیدند مینا آنها را شوهر داد و ما با تنها پسرمان با هم زندگی می کردیم.

من و مینا سال ها بود اختلاف داشتیم. من مرد حساسی بودم و مینا هم اصلا حال من را رعایت نمی کرد از کارهایی که انجام می داد، ناراحت می شدم ولی کوتاه نمی آمد همین هم باعث شده بود همیشه با هم درگیری داشته باشیم. مینا می گفت این شرایط را به خاطر پسرمان تحمل می کند و دوست ندارد دیگر به این زندگی ادامه دهد.

چون مینا از زندگی با من خسته شده بود می دانستم حتما به من خیانت می کند او را همیشه زیر نظر داشتم تا اینکه متوجه شدم با مردی به نام فتاح رابطه دارد. او به خانه ما رفت وآمد می کرد. روز حادثه هم وقتی به خانه آمدم فتاح را دیدم.

متهم ادامه داد: من و همسرم با هم درگیر شدیم، من که خیلی عصبانی شده بودم او را با ضرب چاقو به قتل رساندم. متهم همچنین در مورد جعل مدرک مهندسی گفت: یکی از دوستانم آن را برایم درست کرد البته من از او نخواسته بودم چنین کاری بکند اما وقتی دیدم مدرک را درست کرده است، مخالفتی نکردم و به همسرم گفتم مهندس هستم.

وقتی بازپرس اعضای خانواده مینا را تحت بازجویی قرار داد، متوجه شد فتاح از دوستان سعید بوده و مینا رابطه خاصی با او نداشته است. پسر مینا در این باره گفت: پدرم می خواست با فتاح در کارهای تجاری شراکت کند، رفت وآمد فتاح به خانه ما هم به همین دلیل بود مادرم با او رابطه خاصی نداشت. مادرم اصرار داشت این شراکت اتفاق بیفتد چون وضع مالی ما بهتر می شد.

بعد از پایان جلسات بازجویی و صدور کیفرخواست، پرونده به شعبه 80 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. سعید در آن شعبه محاکمه شد و با درخواست اولیای دم به قصاص محکوم شد اما دیوانعالی کشور رای را نقض کرد چراکه معتقد بود سعید باید تحت معاینه های روانپزشکی قرار گیرد. این بار پرونده به شعبه 79 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. سعید یک بار دیگر مورد محاکمه قرار گرفت.

متهم در این مرحله اتهام قتل همسرش را قبول نکرد و گفت: زنم به من خیانت کرد، آن روز فتاح خانه ما بود و من فکر می کنم فتاح او را به قتل رسانده است. من این کار را نکردم. سپس فتاح که به عنوان مطلع به دادگاه دعوت شده بود در جایگاه حاضر شد. او اتهامی را که سعید وارد کرده بود، رد کرد و گفت: من به خانه سعید رفت وآمد داشتم و به واسطه سعید هم با مینا آشنا شدم.

رابطه ای با آن زن نداشتم، البته چیزهایی از رفتارهای سعید به من می گفت اما رابطه خصوصی با هم نداشتیم. سعید بعد از مدتی به من شک کرد با اینکه به او گفته بودم چیز خاصی بین ما نیست اما زنش را کشت. این گفته ها مورد تایید اولیای دم مقتول هم قرار گرفت.

در نهایت با توجه به اینکه پزشکی قانونی اعلام کرد با وجود اینکه سعید به بیماری روانی مبتلاست اما مسوول اعمال خودش است. در نهایت قضات به اتفاق آرا، رای بر قصاص متهم صادر کردند.

تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت از جمله مطالب، محتوا و تصاویر متعلق به وطن دانلود میباشد.
استفاده از مطالب وطن دانلود دات کام در سایت ها تنها با ذکر منبع و درج لینک مجاز میباشد.